زبان فرانسوی

10 اصطلاح فرانسوی که فقط فرانسوی‌ها می‌فهمند

یکی از بزرگ‌ترین لذات سفر به کشورهای فرانسوی زبان، یادگیری اصطلاحات بسیار زیبای آنها است. نه تنها به کار بردن آنها در مکالمه و نوشتارتان حس فوق العاده ای دارد، بلکه بینش جدیدی از نحوه جهان‌بینی مردم دیگر فرهنگ‌ها و چگونگی بیان خودشان به دنیا، به شما می‌دهد. اصطلاحات فرانسوی یادگیری فرانسوی

در این پست به اصطلاحاتی می‌پردازیم که فرانسوی‌ها در میان خودشان بسیار به کار می‌برند و اغلب خارجی‌ها از آنها بی‌خبرند.

1. سرت به کار خودت باشه |  ?Est-ce que je te demande si ta grand-mère fait du vélo

معنی تحت اللفظی این عبارت میشه :«مگه ازت درباره دوچرخه سواری مادربزرگت سوال می‌کنم؟». این جمله‌ی بامزه و شاید برای بعضی افراد طعنه آمیز به معنی این است که طرف مقابل خفه شود و گورش را گم کند.

مثال:

الف: هی جان، ماجرای طلاقت به کجا رسید؟

B: Est-ce que je te demande si ta grand-mère fait du vélo?

2. تنبل بودن | Avoir un poil dans la main

در فرانسه، به آنهایی که تنبل هستند می‌گویند که «مو کف دستشان سبز شده است». و اگر این تنبلی از حدی فراتر رود حتما نیاز به «coup de pied au cul» (لگد در کون زدن) پیدا می‌کنند.

مثال:

الف: ترسا نمی‌تونه انجامش بده؟

B. Non, il a un poil dans la main et peut pas le faire.

3. به گند کشیدن | Chier une pendule

این عبارت می‌تواند خیلی توهین آمیز باشد، اما مفهوم آن بقدری خوب است که انگار جایگزین دیگری ندارد. خلاقیت و تاثیر کلام در موقعیت‌های مشخص را می‌توان در این عبارت دید.

مثال:

الف: اوه خدای من! چی شد؟ چیکار کردی؟

B: vous allez pas faire chier une pendule comme ca!

4. علف زیر پا سبز شدن | Se faire poser un lapin 

اگر در کافه ساعت‌هاست منتظر کسی هستید و طرف هنوز پیدایش نشده است، مدتهاست که نقش خرگوش ایستاده را بازی می‌کنید و طرف هم به احتمال زیاد دیگر نمی‌آید.

مثال:

الف: قرار نبود اون دختره رو ببینی که دیشب باهاش تو سالن رقصیدی؟

 

B: Nah, man, I’m too busy pumping iron at the gym. I’ll probably lui poser un lapin.

5. درست نبودن حرف کسی | Avoir une araignée au plafond 

اگر بخواهید بگویید که حرف کسی درست نیست و بلوف می‌زند از این اصطلاح استفاده می‌کنید.

مثال:

دختر کلاس بالایی رو میشناسی؟ به من گفت شبیه رایان کاستلینگی!

B: Oui, elle a une araignée au plafond.

6. بی ارزش بودن | Ne pas attacher son chien avec des saucisses 

در فرانسه شما سگ‌هایتان را با طناب نمی‌بندید! برای این حیوانات احترام قائل هستید. این عبارت به معنی بی ارزش بودن و انجام کاری بی ارزش است.

7. کلاه رفتن بر سر | Se faire rouler dans la farine

وقتی میخواهید در مورد کسی یا چیزی صحبت کنید که بر سر شما کلاه گذاشته است و شما هم مرتکب اشتباه شده‌اید از این اصطلاح فرانسوی استفاده می‌کنید.

8. خام بودن | Être une bonne poire

وقتی میخواهید به کسی بگویید که او خام است و هیچی از قضیه نمی‌دند از این اصطلاح فرانسوی استفاده می‌کنید.

9. رفتن به تختخواب | Aller faire téter les puces

اصطلاحی فرانسوی که پاریسی‌ها زیاد استفاده می‌کنند و به معنی رفتن به رختخواب و پایان بخشیدن به روز است.

10. کسی را عصبانی کردن | Courir sur le haricot de quelqu’un 

این یکی از بهترین اصطلاحات فرانسوی است. این اصطلاح فرانسوی زمانی استفاده می‌شود که بخواهید به کسی یا چیزی بگویید که شما را عاصی کرده است.:

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن