زبان انگلیسی

18 اصطلاح انگلیسی محاوره با استفاده از واژه «Word»

اگر قبلا چیزی از این پنج کاربرد کلمه «Word» نمی‌دانستید، پس شما هم مانند 99.9 درصد از تمام انگلیسی زبانان، غیر بومی هستید، اما امروز می‌توانید یک گام پیش بروید. اگر بصورت حرفه‌ای دوست دارید زبان انگلیسی را یاد بگیرید، این مطلب مفصل را بخوانید. اصطلاحات انگلیسی

کلمه Word معانی‌ بیش از «کلمه» دارد. دارد. علاوه بر معنی یک گروه از حروف که یک جمله را تشکیل می‌دهند، کلمه «Word» همچنین معانی بسیار دیگری دارد.

«Word» وقتی به درستی استفاده می‌شود، می‌تواند یکی از رنگارنگ ترین و پرکاربردترین کلمات در زبان انگلیسی باشد. این کلمه یکی از کلمات نادری است که می‌تواند در آن واحد بسته به متن و لحن و زبان اشاره گوینده معنای کاملا متضادی داشته باشد. اصطلاحات انگلیسی

واژه «Word» همچنین یکی از پیچیده ترین کلمات در زبان انگلیسی است، چون کاربرد فراوانی دارد. برای اینکه تفاوت بین کاربردهای مختلف آن را ببینید، باید به متن و لحن گوینده توجه داشته باشید.

کاربردهای غیر رسمی «Word» در زبان انگلیسی

1. کلمه Word می‌تواند به معنای okay (بسیار خب) یا فقط برای برقراری ارتباط و بیان اینکه حرف طرف مقابل را فهمیدید، باشد.

“I’ll be there in 5 minutes.”
“Word.”

“I’m going to the store, I’ll be back later.”
“Word.”

توجه: در این جا معمولا به سرعت و با بی‌تفاوتی بیان می‌شود.

2. «Word» می‌تواند به معنای باحال/خوب باشد، مانند: اصطلاحات انگلیسی

“I got an A on my test.”
“Word.”

توجه: در اینجا آن را با هیجان بیشتری استفاده می‌کنیم.

3. «Word» را می‌توان به شکل آزار دهنده یا با بی تفاوتی به کار برد، مانند yeah آره، whatever هر چه: اصطلاحات انگلیسی

“Hey man, you forgot to clean up.”
“Word.”

“I’m going to hang out with John (someone you don’t like).”
“Word.”

توجه: در این جا اغلب با گرد کردن چشم و یک لحن حالت ناراحت کننده به کار می‌ رود و کمی کشیده تلفظ می‌شود.

4. Word را می‌توان برای نشان دادن باور نداشتن به چیزی به کار برد، مانند “واقعا؟”:

“Yo, I got a new car.”
Word?!”

5. Word up نیز گاهی استفاده می‌شود، اما معنایش کمی متفاوت است. می‌تواند به معنی با آنچه می گویید موافقم، باشد. معمولا با شور و اشتیاق بیان می‌شود.

“Faridlingo is amazing!”
Word up!”

6. گذاشتن حرف در دهان شما (نفهمیدن حرف شما و بیان اشتباه آن) .

“Hey man, that’s not what I said. You’re putting words in my mouth.

7. گفتن کلمات از دهان من، یعنی این دقیقا همان چیزی بود که به آن فکر می‌کردم.

“I was just about to say that! You took the words right out of my mouth.”

8. کلمه Word در خیابان به معنی یک شایعه یا بخشی از اطلاعات درباره موضوعی است که در حال حاضر در مورد آن صحبت می‌شود.

Word on the street is Chad has a fan club.”

9. کلمه Word از نظر منطقی به معنای یک اشاره یا توضیح کوتاه ارائه شده است.

Word to the wise, don’t go through the favelas in a BMW.”

کاربرد کمتر غیر رسمی «Word» در زبان انگلیسی

10. To give your word قول دادن/قسم خوردن یا گفتن حقیقت:

“وقتی برگردم اینجا هستی؟ قول بده”

Will you be here when I get back? Give me your word.

11. Don’t take my word یعنی اعتماد نکردن به آن چیزی است که گفته می‌شود:

“Papaya is delicious, but don’t just take my word for it, try it yourself.

«پاپایا خوشمزه است، اما فقط به من اعتماد  نکن، خودت امتحانش کن».

12. Keep your word، آنچه را که وعده داده اید انجام دهید.

“Josh gave his word to not eat meat for 30 days.”

“Remember Josh, you said you would go on a vegetarian diet for 30 days, keep your word.”

«جاش سر قولش که نباید 30 روز گوشت بخوره وایستاد.»

«یادت باشه جاش، گفتی که 30 روز رژیم غذایی گیاه خواری را ادامه می‌دی،سر قولت وایستا».

13. To have a word ، یک گفتگو سریع، به طور خلاصه صحبت کردن.

“I have some news, can I have a word with you real quick?”

«یه خبرایی دارم، می تونم یک لحظه باهات صحبت کنم؟»

14. In other words، برای بیان چیزی به طرق مختلف. به عبارت دیگر اغلب به شکل خلاصه i.e نوشته می‌شود.

“I got drunk at the bar last night, so in other words I’m getting better at  holding my liquor.”

«شب گذشته در بار مست کردم، خب یعنی بهتر بود زیاده‌روی نمی‌کردم».

15. Just say the word یعنی من در خدمت شما هستم، هر چه خواستید به من بگویید.

“Would you like some water?”

“Not now, maybe later.”

“Just say the word.”

«آب می‌خوای؟»

«نه الان، شاید بعدا.»

«فقط کافیه اسمشو بگی»

16. Word of mouth وقتی که اطلاعات از طریق افراد دست به دست می‌شود، نه از طریق زبان نوشتاری.

“Capoeira was passed down through word of mouth.”

«شایعه بود که گفتن Capoeira فوت کرد».

17. Words fail me / at a loss for words  به معنای عدم توانایی صحبت کردن است. اغلب برای ابراز نافرمانی و یا ناامیدی استفاده می‌شود.

Words fail me, I don’t know what to say…” or “I can’t believe he did that, I’m at a loss for words…

«موندم، نمی‌دانم چه بگویم …» یا «نمی توانم باور کنم که او این کار کرده است، زبانم قاصر است».

 18. In your own words یعنی بیان چیزی درست ،همانطور که فکر می‌کنید، هست (نظر دادن)

in your own words, what does chapter 12 say?

«به نظر شما، فصل 12 چه می‌گوید؟» اصطلاحات انگلیسی

نتیجه‌گیری

کلمه Word یک کلمه پویا و رنگارنگ است که اغلب در ساختار مکالمه‌ای و نوشتاری زبان انگلیسی به کار می‌رود. تنوع معنایی و کابرد خاص توسط فرد باعث می شود چنین برداشت شود که فرد در سطح پیشرفته‌ای از زبان قرار دارد.

برای اینکه روی عبارات مختلف این کلمه تمرین کنید ،راحت باشید می‌توانید نظر خود را در مورد کاربرد یک یا چند مورد از این عبارات بیان کنید و یک فرد بومی اشتباهات شما را تصحیح کند.

نکته مهم دیگری که می‌توانید انجام دهید توجه به نحوه کاربرد این عبارات در فیلم ها و نمایش‌های تلویزیونی است. 

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن