زبان فرانسوی

۲۱ مورد از زیباترین اصطلاحات فرانسوی

یکی از بزرگ‌ترین لذات سفر به کشورهای فرانسوی زبان، یادگیری اصطلاحات بسیار زیبای آنها است. نه تنها به کار بردن آنها در مکالمه و نوشتارتان حس فوق العاده ای دارد، بلکه بینش جدیدی از نحوه جهان‌بینی مردم دیگر فرهنگ‌ها و چگونگی بیان خودشان به دنیا، به شما می‌دهد. اصطلاحات فرانسوی یادگیری فرانسوی

درحالیکه اصطلاحات و بیانات فرانسوی زیادی وجود دارد،در اینجا به 21 مورد از زیباترین آنها برای شروع اشاره می‌کنیم. برخی از اینها مهجور هستند و امروزه دیگر به کار  نمی روند، برخی را همچنان می‌توانید در خیابان ها بشنوید. یادگیری فرانسوی

۱. Perdre le nord  اصطلاحات فرانسوی

گم کردن راه شمال: جهت را گم کردن، به دردسر افتادن یا نگران شدن. این اصطلاح به شکل perdre la boussole هم بیان می‌شود، یعنی گم کردن جهت. تاریخ این اصطلاح به قرن شانزدهم بر‌می‌گردد.

۲. Noyer le poisson

ماهی را غرق کن: برای گیج کردن، یا تلاش برای طفره رفتن از پاسخ به سوال، یا تغییر موضوع. این اصطلاح به دهه ۱۹۳۰ بر می‌گردد. در دهه ۱۸۰۰ این اصطلاح وقتی به کار می رفت که یک ماهی گیر تلاش‌میکرد تا یک ماهی را خسته کند و آن را از آب بیرون بکشد و دوباره داخل آب بیاندازد و چند بار این کار را تکرار کند.

۳. Pleurer comme une madeleine  یادگیری فرانسوی

از ته دل گریه کردن: جاری شدن اشک همانند یک رود. بالزاک این اصطلاح را در قرن نوزدهم به کار برد. از قرن سیزدهم  faire la Madeleine برای این حالت استفاده می‌شد،یعنی ،مثل مادلین گریه کردن.

۴. Couper les cheveux en quatre  اصطلاحات فرانسوی

خیلی دقیق بودن و بیان جزئیات مفصل: یک آرایشگر را تصور کنید. او شروع به کوتاه کردن موی کسی می‌کند. سپس قبل از جارو کردن موها آنها را روی کف زمین به چهار قسمت یا بیشتر تقسیم می‌کند و بعد انها را به سطل آشغال می اندازد. به نظر کار عبثی است؟ خب، اصطلاح اصلی حتی جزئیات بیشتری را بیان می کند،کاری بی‌فایده. اصطلاح اصلی در قرن هفدهم fendre un cheveu en quatre بود.یعنی کوتاه کردن طولانی مدت. در نتیجه ممکن است به معنی تقسیم کردن موها به چهار قسمت باشد. در واقع یک کار سخت ، نه آسان.  یادگیری فرانسوی

۵. Sacrifier à Vénus  اصطلاحات فرانسوی  یادگیری فرانسوی

این روش دیگری برای گفتن faire l’amour است. چون ونوس الهه زیبایی و عشق است، تعجبی ندارد که یک قربانی برای ونوس می‌تواند یک حسن تعبیر زیبا برای عشق بازی باشد.

۶. Passer l’éponge

گذاشتن یک اسفنج روی چیزی: استعاره از استفاده اسفنج برای تمیز کردن کثیفی. این به معنی بخشیدن است، مانند پاک کردن یا فراموش کردن وقایع  ناگوار گذشته. شامل حذف اشتباهات مرتکب شده و اعمال نکوهیده است. به انگلیسی می‌توان گفت ‘wipe the slate clean.’.

۷. Défrayer la chronique

روش پیش‌پا افتاده‌تر از ترجمه این عبارت ممکن است چنین باشد (در صدر اخبار بودن، ورد زبان مردم شهر بودن، سر زبان‌ها بودن) درحالیکه واژه chronique، χρονικός  واژه‌ای با ریشه یونانی برای زمان است،défrayer  به هزینه کردن اشاره دارد. زمان صرف کردن .

۸. Un cautère sur une jambe de bois  یادگیری فرانسوی

یک عمل بی فایده: پای مصنوعی و چوبی لانگ جان سیلور را به یاد بیاورید. یک ژست آرایشی . یک میله روی یک پای چوبی، که برای بند آوردن خون زخم به کار می‌رود.

۹.On ne peut à la fois être juge et partie  یادگیری فرانسوی

همزمان نمی‌توانید هم قضاوت کنید هم داروی.

۱۰.  Vérité en deçà des Pyrénées, erreur au delà

Deçà  یعنی (این طرف) و متضاد delà است. کوه پیرنه Pyrenees)  )کشور فرانسه را از اسپانیا جدا می کند. پس،آنچه این طرف پیرنه حقیقت دارد، ان طرف پیرنه درست نیست. این اصطلاحی از Blaise Pascal ریاضی‌دان، فیزیک‌دان و فیلسوف قرن هفدهم فرانسوی است. معادل این اصطلاح در زبان انگلیسی ‘A meridian decides the truth’ است.

۱۱.Faire une conduite de Grenoble

روشن نیست چه زمانی این اصطلاح به وجود امده است،ولی بسیاری بر این توافق دارند که این اصطلاح به زمان پادشاهی فرانسه بر‌می گردد. این اصطلاح به معنی خوش نیامدن از کسی، یا دور کردن کسی است.

۱۲. Avoir des oursins dans la poche / le porte-monnaie

جوجه تیغی داشتن در جیب/ کیسه سکه = خسیس یودن

۱۳. Appuyer sur le champignon  اصطلاحات فرانسوی

سرعت گرفتن: این اصطلاح ابتدا در نیمه اول قرن بیستم رواج پیدا کرد. این اصطلاح به زمانی اشاره دارد که شتاب دهنده‌ها مانند یک قارچ، انحنای بیشتری پیدا کردند. در اتومبیل‌های مدرن انها سطح صافی داشتند. این استعاده در دنیای اتومبیل‌ها به افزایش سرعت چیزی اشاره دارد.

۱۴. Des vertes et des pas mûres

میوه‌های سبز – نه رسیده، مگر اینکه درباره سیب‌های سبز،لیموها یا برخی میوه‌های سبز دیگر صحبت ‌کنید، که این اصطلاح ممکن است هجو به نظر برسد. حوالی قرن پانزدهم فرانسوی ها از این اصطلاح برای رساندن معنی  raconter des histoires licencieuses استفاده کردند. یعنی داستان‌های لیسنتیوس  یا چیزهایی که شوکه کننده و عجیب هستند.

۱۵. Promettre monts et merveilles

قول دادن به کوه‌ها و معجزات: این مثل قول‌هایی است که سیاستمداران برای رسیدن به قدرت وعده می‌دهند. از قرن سیزدهم des mints  به معنی (بسیار زیاد) بود. اصطلاح انگلیسی معادل to promise the earth یا to promise the moon است.

۱۶. Muet comme une carpe

خاموش مثل یک جسد- کاملا ساکت. هر چند ساکت مثل یک موش در انگلیسی رایج تر است. ساکت مثل ماهی هم  گفته می‌شود.این اصطلاح در زبان‌های دیگر مانند زبان آلمانی، ایتالیایی و روسی هم رایج است.

۱۷. eter son bonnet par-dessus les moulins

انداختن کلاه کسی در آسیاب باد:. این اصطلاح تقریبا از قرن هفدهم رایج است. اصطلاح Jeter son bonnet همچنین خود به عنوان یک اصطلاح مستقل به کار می‌رود. به معنی شناختن مشکلات و محدودیت‌های خود در حل یک مسئله است. این معنی امروزه هم به کار می‌رود ولی امروزه شامل آسیاب بادی هم است. معانی دیگر این اصطلاح عبارتند از:

۱. تسلیم شدن

۲. انجام کاری بدون ترس از نظر عموم مردم

۳. توقف بیان چیزی( مثلا یک شعر) به خاطر اینکه باقی آن را به یاد نمی‌آورید.

۱۸. Chercher midi à 14 heures

تکمیل کردن چیزی. این اصطلاح به قرن هفدهم بر می گردد. اصطلاحات قبل از آن زمان شامل hercher midi à one heures و chercher midi si loin بودند. این به معنی جستجوی بیهوده برای چیزی است که به وضوح وجود ندارد.مثلا ساعت ۲ بعد از ظهر به دنبال ماه باشید. می توانید از این اصطلاح برای گفتن اینکه فردی چیزی را از هیچ به وجود آورده به کار ببرید، مثلا ، مانند ساختن یک کوه از یک تپه کوچک.

۱۹. Garder une poire pour la soif

معنای تحت الفظی این اصطلاح (نگه داشتن یک گلابی برای فرد تشنه است). ایده این اصطلاح از اینجا بود که گلابی‌ها ابدار هستند، و می‌توانند اتش یک فرد تشنه را وقتی آب در دسترس نیست فرو نشانند. این اصطلاح ممکن است برای (نگه داشتن چیزی برای روز مبادا) هم به کار رود. این اصطلاح به حوالی قرن شانزدهم بر‌میگردد.

۲۰. Tenir à quelque chose comme à la prunelle de ses yeux اصطلاحات فرانسوی

این اصطلاح می‌تواند به این معنی باشد که، شما بر چیزی همانند مردمک چشمتان ارزش می‌گذارید. چون نمی‌توانید این مقاله را بدون مردمک چشمتان بخوانید پس خیلی سپاسگذارید که مردمک چشمتان را دارید. پس می توانید از این اصطلاح برای نشان دادن قدردانی زیاد برای داشتن چیزی یا اینکه برای چیزی ارزش قائلید به کار ببرید.

۲۱. Le premier chien coiffé  اصطلاحات فرانسوی

این اصطلاح برای پذیرفتن اولین چیزی که پیش می‌آید به کار می‌رود. مخصوصا در صورتی که شخص زمان بسیار سختی را برای یافتن یک یار و همدم  صرف کرده و در نهایت اولین کسی که پیش آمده را پذیرفته است. Le premier chien coiffé  را همچنین می‌توان به شکل le premier chat coiffé و le premier chèvre coiffé  بیان کرد.این اصطلاح به قرن شانزدهم بر‌می‌گردد. کاربرد آن در فرانسه دیگر زیاد رایج نیست.

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن