زبان انگلیسی

8 ساختاری که در زبان انگلیسی باید از نوشتن آنها دوری کنید

جدا از اینکه یک نویسنده‌ی خوب باید با استعداد باشد، استعداد به تنهایی کافی نیست. نوشتن نه تنها باید جذاب باشد بلکه به خوبی هم نوشته شده باشد. در غیر اینصورت، ویراستاران بدون توجه به اینکه چه چیزی نوشته‌اید آن را به سادگی رد می‌کنند. ما در این مطلب قصد داریم به نوشتن به زبان انگلیسی بپردازیم.

مهارت‌های گرامری را باید تقویت کرد. اگر نکات گرامری مهم را مطالعه کنید و مهم‌ترین اشتباهات به هنگام نوشتن را بفهمید، قطعا نویسنده‌ی خوبی خواهید شد.

اجازه دهید نگاهی به این 8 ساختار بیاندازیم که ویراستاران اغلب از آنها بیزارند.

1. ساختارهای مجهول (پسیو)
استفاده ی بیش از حد از ساختارهای مجهول یکی از متداول‌ترین اشتباهات در نوشتن است. این کار باعث می‌شود نوشته‌ی شما ضعیف به نظر برسد و اغلب متن شما را بیش از حد پیچیده می‌کند. این بدان معنی نیست که کلا از ساختار مجهول استفاده نکنید، بلکه باید به درستی و در جای مناسب آن را به کار ببرید. اصولا، ساختارهای مجهول زمانی استفاده می‌شوند که فاعل (کننده‌ی کار) یا ناشناخته است یا غیر مرتبط. در غیر اینصورت، بهتر است از یک ساختار فعال و معلوم استفاده کرد. این دو مثال برای برای فهم بهتر این موضوع با هم مقایسه کنید:

Passive construction: “The report was prepared by me”
Active construction: “I have prepared the report”.

اولین جمله قابل پذیرش نیست. اگر می‌خواهید فاعل را برجسته کنید (کسی که کار را انجام داده است)، باید از ساختار فاعل و معلوم استفاده کنید.

شما از ساختار مجهول زمانی استفاده می‌کنید که بخواهید این مورد را برجسته کنید که گزارش آماده است؛ بدون توجه به اینکه چه کسی آن را انجام داده است:

The report was prepared.

2. Because of و due to
این ساختارها جملات را ضعیف و غیر شفاف می‌کنند. استفاده از این ساختارها به خواننده این حس را می‌دهند که همینطوری برای پر کردن صفحه از این جملات استفاده کرده‌اید. این دو جمله را مقایسه کنید:

Due to the heat, he felt dizzy.
The heat made him dizzy.

جمله‌ی دوم شفاف است و اصل مطلب را بیان می‌کند، در حالی که جمله‌ی اول زیاده روی در استفاده از کلمات است و جمله را بدون هیچ دلیلی پیچیده می‌کند.

سعی کنید جملات را ساده بنویسید و از پیچیده کردن موارد بدون ضرورت بپرهیزید.

3. استفاده از whether به جای whether or not
از whether تنها در ساختارهای جایگزین (alternative) استفاده کنید. ازینرو، دو جایگزین باید به دنبال آن نوشته شوند. با اینحال، بعضی نویسندگان این مورد را فراموش می‌کنند و جملات را نمی‌بندند. این دو مورد را در زیر با هم مقایسه کنید:

“You should decide whether you want to work overtime.”
“You should decide whether you want to work overtime or not.”

دومین جمله استفاده‌ی صحیح از این ساختار را نشان می‌دهد. اگر تنها می‌خواهید یک جایگزین را در جمله عنوان کنید، از if استفاده کنید:

You should decide if you want to work overtime.

4. استفاده‌ی ناصحیح از different
طبق دیکشنری میریام وبستر،‌کلمه‌ی «different» به معنی «هم شکل نبودن» یا «مانند نبودن» است.

مقایسه همین کار را انجام می‌دهد: شما باید مطمئن شوید که می‌توانید موارد قابل مقایسه را با هم مقایسه کنید. هرچند که شاید انجامش آسان به نظر برسد، اما اغلب نویسندگان این کار ساده را فراموش می‌کنند و همین باعث می‌شود نوشته‌ی آنها بی مشکل نباشد.

5. Quality

بعضی نویسندگان از کلمه‌ی «quality» برای شرح دادن موردی استفاده می‌کنند «برای مثال: It’s a quality car». با اینحال، آنها یک مورد مهم را فراموش می‌کنند: کیفیت می‌تواند خوب یا بد باشد. اگر این مورد را مشخص نکنند، ممکن است خواننده با خواندن متن گیج شود و از تاثیرگذاری متن کاسه شود.

همیشه به هنگام نوشتن و استفاده از کلمه‌ی quility منظور خود را مشخص بیان کنید. «It’s a high quality car» گزینه‌ی بسیار بهتری برای استفاده در جملات است.

6. ساختارهای قیاسی بد

نویسندگان اغلب جذاب‌تر کردن متن با استفاده از استعاره‌های مختلف، از ساختار قیاسی استفاده می‌کنند. با اینحال، اغلب فراموش می‌کنند که حتی یک کلمه‌ی ننوشته شده می‌تواند یک قیاس را مضحک کند.

برای مثال:

Japanese cars normally use less gas than Americans.

به نظر می‌رسد که ماشین‌های ژاپنی کمتر از آمریکایی‌ها گاز مصرف می‌کنند، هرچند شاید کمی باورش سخت است که افراد آمریکایی گاز مصرف می‌کنند! در چنین مواردی، جمله‌ی صحیح می‌تواند این چنین باشد:

Japanese cars normally use less gas than American ones.

قضیه همین است! شما باید مطمئن شوید که دو چیز قابل مقایسه را با هم مقایسه می‌کنید. هرچند که شاید انجامش ساده به نظر برسد، اما اغلب نویسندگان همین کلمات ساده را فراموش و خواننده را دچار بدفهمی می‌کنند.

7. ساختارهای پیچیده
یک قطعه‌ی خوب نوشته شده باید شفاف و سر راست باشد که خوانندگان از هر طیفی بتوانند آن را به راحتی بخوانند. این به معنی آن نیست که همه‌ی جملات را تا جای ممکن کوتاه بنویسید. اما باید از ساختارهای پیچیده‌ای که جملات شما را الکی شلوغ می‌کند بپرهیزید.

یکی از مثالهایی در رابطه با چنین ساختارهایی، «it is … that» است:

“It was the storm that made his ship sink.”

سعی کنید این جملات را با جایگزین کردن این ساختارها با کلماتی سر راست تر و قدرتمند‌تر (افعال یا اسم‌ها) ارتقا دهید.

8. «I could care less»
به دلایل ناشناخته‌ای، نویسندگان این اشتباه را اغلب تکرار می‌کنند. هرچند که نویسندگان از این ساختار به خوبی آگاهند و آن را به کررات استفاده می‌کنند، خواندن آن بیشتر معنی «I couldn’t care less» را می‌دهد تا «I could». به همین خاطر اگر می‌خواهید از این ساختار استفاده کنید، آن را درست بنویسید.

با این وجود، در کل پیشنهاد می‌شود از این ساختار استفاده نکنید. استفاده از این مورد بسیار متداول است اما نوشتن آن به یک کلیشه تبدیل شده است و یک نویسنده‌ی خوب باید از کلیشه‌ها تا جای ممکن دوری کند. شما باید به هنگام استفاده از اصطلاحات متداول بسیار مراقب باشید: در کل، قطعا می‌خواهید که نوشته‌ی شما منحصربفرد و تک به نظر برسد، و پر از عباراتی که همه استفاده می‌کنند نباشد. تنها راه صحیح برای استفاده از کلیشه‌ها زمانی است که استفاده از آنها با یک سبک کاراکتری یا مکالمه‌ای همخوانی داشته باشند.

اگر از این 8 ساختار دوری کنید، نوشته‌ی شما به مراتب قدرتمند‌تر و بهتر خواهد شد. با اینحال، فراموش نکنید که یک نویسنده‌ی خوب همیشه در حال یادگیری است و نوشته‌ی خود را باید تا جای ممکن بهتر و بهتر کند تا زمانی که بی عیب و نقص می‌شود.

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن