زبان آلمانی

آیا یادگیری زبان آلمانی واقعا سخت است؟ – چند نکته در این مورد

یادگیری یک زبان جدید می‌تواند چالش‌برانگیز باشد، بخصوص زمانی که خودتان را محدود به خواندن قواعد خشک گرامری، تللفظ و لیست بی پایان کلمات بی معنی می‌کنید. و قطعا زبان آلمانی هم از این قاعده مستثنی نیست. بعلاوه، بعضی از زبان آموزان آلمانی با دیدن کلمات طولانی و ساختار غیر معمول گرامر وحشت می‌کنند. بخوانید: 23 اصطلاح آلمانی برای یادگیری قبل از سفر به آلمان.

با اینحال، به گمانم یادگیری زبان آلمانی سخت‌تر از دیگر زبانها نیست. به گمان من، همه چیز به انگیزه و علاقه و رویکردی که برای یادگیری در پیش می‌گیرد بر می‌گردد.

اجازه دهید از زاویه‌ی دیگری به ماجرا نگاه بیاندازیم. اگر از قبل با زبان انگلیسی آشنایی دارید، شاید بیخیال یادگیری زبان آلمانی شوید. یا اینکه بخاطر برقراری ارتباط با اطرافیان خود، مجبور به یادگیری آن شدید. پس، به عنوان نتیجه، متوجه می‌شوید که یک زبان واقعا پیچیده را راحت صحبت می‌کنید. زبان انگلیسی از تناقضات بسیاری برخوردار است که زبان آموزان غیر بومی را گیج خود می‌کند.

آلمانی مثال خوبی از زبانهایی است که یادگیری‌اش بسیار ساده‌تر از انگلیسی است.

اجازه دهیم توضیح دهیم که چرا…

 1. آلمانی از یک فرم استاندارد برای یادگیری برخوردار است.

در سال 1996، زبان آلمانی بطور رسمی به عنوان یک استاندارد عمومی شناخته شد. این کار برای ساه کردن قواعد و قوانین زبانی انجام گرفت. با این کار، برای مثال، نوشتن کلمات شکل واحد‌تر و قابل پیش‌بینی تری به خود گرفت.

این موارد دوباره در سال 2004 و سپس اواخر 2005 بازبینی شد، و در آخر تبدیل به چیزی شد که ما امروزه آن را به عنوان  Neue deutsche Rechtschreibung می‌شناسیم. از آن زمان به بعد، تنها قواعد نگارشی بودند که قابل پذیرش شدند. این قوانین در حال حاضر در سراسر مدارس آلمان، اتریش و سوئیس تدریس می‌شوند.

این رویکرد جدید چگونه بر زبان آموزان آلمانی تاثیر گذاشت؟ هرچند که گویش‌های متفاوتی در زبان آلمانی وجود دارد و شهر به شهر و کشور به کشور متفاوت است، هر کلمه‌ی آلمانی از یک نگارش واحد برخوردار است. بدون توجه به اینکه کجای دنیا زندگی می‌کنید، شما باید بیشتر مکالمات آلمانی زبانها را متوجه شوید و اینکه، آنان نیز در عوض، باید حرف شما را متوجه شوند. بخوانید: آلمانی آلمان، اتریش و سوئیس: تفاوت در چیست؟

از دیگر سو، هیچ نسخه‌ی استانداردی از انگلیسی وجود ندارد. امروزه، قواعد نگارشی انگلیسی آمریکایی در بسیاری نقاط غالب است. زبان انگلیسی همچنین زبانی گیج کننده‌ است، زیرا کلمات بسته به اینکه کجا در حال یادگیری هستید، از معانی مختلفی برخوردارند.

ازینرو، یادگیری زبانی که مثل زبان آلمانی از یک نسخه‌ی استاندارد برخوردار است، کار راحتی است. شما دیگر نگران افراد بومی نیستید که شاید متوجه حرفهای شما نشوند و همچنین نگران این نیستید که کلماتی که به کار می‌برید ممکن است معانی دیگری بدهند.

2. قواعد نگارشی در زبان آلمانی ساختار پذیرتر هستند یادگیری زبان آلمانی

قواعد نگارشی در زبان آلمانی بسیار سفت و سخت‌تر از قواعد انگلیسی هستند. هدف از چنین ساختار نگارشی در زبان آلمانی این است که به عنوان یک راهنما برای چگونگی تلفظ کلمات عمل کند.  زمانی که قواعد تلفظ استاندارد را یاد گرفتید، قادر خواهید بود که کلمات را با تلفظ صحیح به آلمانی بیان کنید. هب همین ترتیب، زمانی که تلفظ کلمه‌ای را شنیدید، می‌توانید ان را به راحتی روی کاغذ بنویسید. تنها چند استنثا برای این قضیه وجود دارد:

برای مثال این مورد را در نظر بگیرید، کلمه‌ی زمان (time)، که به آلمانی «Zeit» می‌شود. حرف «Z» همیشه صدای «ts» می‌دهد. «Ei» یک مصوت ترکیبی است، به معنی آن که صدایش از ترکیب دو حرف صدادار ساخته و به یک تک سیلابی تبدیل می‌شود. ازینرو می‌توانید صدای ثانویه را تلفظ کنید و صدای اولیه را بیخیال شوید؛ برای مثال برای کلمه‌ی «eye»، همان تلفظ رایج را بیان کنید و نگویید «ah-ee». با دنبال کردن این قاعده، متوجه می‌شوید که «Zeit» به شکل «Ts-eye-t» تلفظ می‌شود.

اگر در این کلمه «i» قبل از «e» تلفظ شود، شما «e» را نیز تلفظ خواهید کرد. کلمه‌ی عشق (love) را در نظر بگیرید که به آلمانی «Liebe» است و «lee-buh» تلفظ می‌شود.

اما از دیگر رو، زبان انگلیسی چنین قواعد استانداردی برای نگارش و تلفظ کلمات ندارد. حتی قواعدی که وجود دارند نیز بطور مکرر از دنبال کردن آنها تخطی می‌شود.

تسلط به زبان آلمانی به معنی یادگیری قواعد و اجرایی کردن آنها است. با اینحال در زبان انگلیسی، استثنائات زیادی وجود دارد که اهمیت آنها به همان اندازه‌ی اهمیت قواعد زبانی است. برای تمرین و تقویت تلفظ زبان آلمانی، می‌توانید از پادکست استفاده کنید.

2. آلمانی‌ها تمایل بیشتری به کمک به شما دارند بخصوص زمانی که جمله‌ای را اشتباه بیان کرده‌اید

یکی از دلایلی که باور دارم یادگیری زبان آلمانی از زبان انگلیسی آسان تر است، صرفا گرامر و نگارش نیست. در عوض، به شاخصه‌های افرادی که این زبان را حرف می‌زنند ارتباط پیدا می‌کند.

یک کلیشه وجود دارد که گفته می‌شود آلمانی‌ها گستاخ هستند. به نظرم این واژه درست نیست، زیرا آلمانی‌ها را بیشتر از مردم هر کشور دیگری صادق و رو راست دیدم. آلمانی‌ها فیلم بازی نمی‌کنند و به حاشیه نمی‌روند، مستقیم اصل مطلب را بیان می‌کنند و وقت تلف نمی‌کنند. این شاید همان چیزی باشد که به مذاق بسیاری خوش نمی‌آید.

بهرحال ممکن است زمانی رخ دهد که شما خود را در حال صحبت کردن با یک آلمانی زبان ببینید. در طول مکالمه ممکن است کلمه‌ای را به اشتباه تلفظ کنید یا معادل اشتباهی به کار ببرید. یک آلمانی خیلی سریع اشتباه شما را تصحیح می‌کند و کلمه‌ی درست را به شما می‌گوید. حالا این موقعیت را در نظر بگیرید که در حال یادگیری زبان انگلیسی هستید و با یک انگلیسی زبان صحبت می‌کنید. به احتمال خیلی زیاد از اشتباه شما می‌خندند و از آن می‌گذرند. این کار ربطی به بدذاتی ندارد، بلکه صرفا تفاوت فرهنگی است.

3. افعال آلمانی دنباله‌روی یک سری الگوهای خاص هستند.

زبان آلمانی از افعال با قاعده‌ی بیشتری نسبت به زبان انگلیسی برخوردار است. این بدان معنی است که زمانی که افعال را حفظ کردید، فهمیدن چگونگی صرف آنها مبتنی بر ضمایر آسان خواهد بود. صرف کردن درست افعال در زبان آلمانی بسیار اهمیت دارد زیرا به متن معنی می‌دهد. فرم‌های متفاوتی بسته به نوع زمان، حالت، تن صدا، جنسیت، شخص، جنبه و عدد وجود دارند.

افعال آلمانی، هم با قاعده و هم بی قاعده، الگوهای مشخصی را دنبال می‌کنند و بنابراین صرف آنها راحت است. برای مثال فعل «kaufe» را در نظر بگیرید که به معنی «خرید کردن» است. ریشه ی فعل (که همان است) kauf است و می‌توانیم آن را بسته به نوع جمله صرف کنیم.

برای مثال، شما برای «من می‌خرم» از عبارت «ich kaufe» و برای «آنها می‌خرند» از عبارت «sie kaufen» استفاده کنید. همین قاعده برای تمامی افعال با قاعده در زبان آلمانی صدق می‌کند و چیزی عوض نمی‌شود.

در افعال بی قاعده، تفاوت بر سر تغییر ریشه‌ی کلمات به هنگام صرف کردن آن است. تغییر در نوع صرف کردن این افعال عموما بر روی اولین حرف صدادار تاثیر می‌گذارد. برای مثال «رانندگی کردن» در آلمانی «fahren» می‌شود؛ farhen شکل مصدری آن است و fuhr را معادل «رانندگی کن» (امری) در نظر می‌گیرند. فرم präteritum  (زمان حال کامل برای رویدادی که اتفاق افتاده است) آن می‌شود «Ich bin gefahren» که معنی «رانندگی کردم» را می‌دهد (I have driven).

یکی دیگر از افعال بی قاعده که این الگو را پیروی می‌کند فعل «lesen» (خواندن) است. صرف فعل بدین شکل است: las (بخوان) و ich habe gelesen برای «خوانده‌ام». بخوانید: 44 سایت برای یادگیری زبان آلمانی.

تنها دو الگوی دیگر برای افعال بی قاعده وجود دارد که باید آنها را دنبال کنید. زمانی که این موارد را یاد گرفتید، می‌توان آن‌ها را به راحتی اجرایی کنید. از این نوع می‌توان به مثالهای روبرو اشاره کرد: bleiben که به معنی «ماندن/باقی ماندن» است (belieb و ich bin geblieben). و haben که به معنی «بلند کردن» است‌ (hob و ich habe gehoben) که به همین شکل صرف می‌شود.

فرآیند یادگیری هر زبانی شامل این مورد می‌شود که حجم بزرگی از کلمات را در حافظه‌ی خود ثبت کنید و نباید از شکل و قیافه‌ی آنها هراسی داشته باشید. برای انجام این کار اگر بتوانید از قوه تخیل خود کمک بگیرید، فرآیند بسیار راحت‌تر پیش خواهد رفت.

مادامیکه در حال یادگیری افعال آلمانی هستید، به مرور زمان متوجه می‌شوید که یک الگو ظاهر می‌شود. این بدان خاطر است که شباهت‌هایی در افعالی که صرف شده‌اند وجود دارد. شما قادر خواهید بود که مجموعه‌ی افعال بی قاعده را با هم دسته بندی کنید که کار را برای به خاطر آوردن آنها ساده می‌کند.

صرف افعال در زبان انگلیسی بسیار ساده است. این بدان خاطر است که زبان به کمک افعال بی قاعده می‌آید که لزوما شکل گیری آنها نیازمند پیروی کردن از الگوی خاصی نیست.

در صرف کردن افعال بی قاعده، تنها نیاز است که یک «ed» به انتهای آنها اضافه کنید. کلمه‌ی «discover» یک فعل بی قاعده است، و برای تبدیل آن به زمان گذشته، تنها کافی است آن را به شکل «discovered» بنویسید.

این کار ساده است. برخلاف زبان آلمانی، برای صرف افعال در انگلیسی نیازی به اضافه کردن پسوندهای مختلفی به انتهای کلمات نیست. به همین خاطر است که بعضی از افعال بی قاعده در زبان انگلیسی به هنگام صرف شدن بطور کامل شکل عوض می‌کنند.

4. صحبت کردن به آلمانی راحت‌تر از خواندن و نوشتن آن است.

زبان آلمانی در فرم نوشتاری زبانی است که عموما با استفاده از زمان حال ساده شکل می‌گیرد. از دیگر سو، زمانی که صحبت می‌کنید، عموما از زمان حال کامل استفاده می‌کنید، چیزی شبیه به «خریده‌ام»(I have bought) و «خورده‌ام»(I have eaten). پس اگر به دنبال برقراری ارتباطات هستید، تنها کافی است که بخشی از افعال را یاد بگیرید. بخوانید: 12 اپلیکیشن برتر آموزش زبان آلمانی.

این باعث می‌شود زبان آموزان مبتدی خود را در موقعیتی ببینند که تنها با یادگیری زمان حال کامل، مکالماتی را به زبان آلمانی برقرار کنند. با یادگیری این مورد، شما در مسیر تسلط پیدا کردن به زبان پیش خواهید رفت!

همانطور که متوجه شدید، تفاسیر زیادی وجود دارند از اینکه چرا یادگیری زبان آلمانی نسبت به زبان انگلیسی ساده‌تر است. هیچ دلیلی وجود ندارد که اگر کسی به این زبان علاقه داشته باشد، به آن مسلط نشود. تنها چیزی که نیاز است کمی استقامت و استمرار است.

منبع
fluentin3months
برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن