خواندن به آلمانی

داستان کوتاه آلمانی – روتین روزانه – سطح A2

یکی از راههای یادگیری زبان آلمانی، خواندن متون کوتاه است. شما با خواندن یک متن، موارد متنوعی را یاد می‌گیرید؛ بزرگ شدن دایره لغات، ساختارهای زبانی، گرامر، اصطلاحات و عبارات و شیوه‌ی صحیح به کار رفتن کلمات در جمله‌ها از جمله مواردی هستند که با خواندن متن به دست می‌آید. سعی کنید در ابتدا متن را بدون نگاه کردن به ترجمه بخوانید و اگر کلمه‌ای را نمی‌دانید تلاش کنید که معنی آن را با توجه به متن پیدا کنید. سپس در آخر ترجمه را ببینید و درک خود از مطلب را با ترجمه به قیاس بگذارید.

آلمانی را می‌توان به شیوه‌های متعددی یاد گرفت. استفاده از اپلیکیشن‌های گوناگون که می‌توان آنها را روی گوشی نصب کرد، گوش دادن به پادکست‌های مختلف، وب سایت‌های آموزشی و فیلم‌ها و شوهای تلویزیونی و سینمایی از جمله مواردی هستند که به کمک شما می‌آیند. فریدلینگو کار را برای شما راحت کرده است و اینجا ما تمامی منابع را در اختیار شما قرار داده‌ایم. برای خواندن کل متن‌های آلمانی در سطوح مختلف، می‌توانید به این صفحه مراجعه کنید.


Tagesablauf (132 words)

Anna steht am Samstag um 8.00 Uhr auf. Sie duscht sich und putzt ihre Zähne. Zum Frühstück isst sie ein Butterbrot und trinkt Kaffee. Dann geht Anna einkaufen. Sie kauft Tomaten, Nudeln, Bananen, Milch und Orangensaft. Um 10.00 Uhr geht Anna mit ihrem Hund im Park spazieren.

Mittags kocht Anna Nudeln mit Tomatensoße. Zum Mittagessen trinkt sie Orangensaft.

Nachmittags trifft sich Anna mit ihren Freundinnen Maria und Monika. Sie gehen in der Stadt spazieren und trinken Tee in einem Café. Dann geht Anna nach Hause und liest ein Buch.

Am Abend isst sie ein Käsebrot und trinkt ein Glas Milch. Sie sieht sich im Fernsehen einen Film an. Um 22.00 Uhr ist Anna müde. Sie geht ins Bett und schläft sofort ein.

ترجمه

کار روزانه آنا ساعت 8 شنبه از خواب بیدار می‌شود. او دوش می‌گیرد و دندانهایش را مسواک می‌زند. برای صبحانه یک ساندوچی می‌خورد و قهوه می‌نوشد. سپس آنا به خرید می‌رود. او گوجه، پاستا، موز، شیر و آب پرتقال می‌خرد. در ساعت 10 صبح آنا با سگش برای پیاده‌ روی به پارک می‌رود.

ظهر، آنا نودل را با سس گوجه فرنگی می‌پزد. برای نهار آب پرتقال می‌خورد.

بعد از ظهر، آنا دوستانش ماریا و مونیکا را می‌بیند. آنها در شهر قدم می‌زنند. و در یک کافه چایی می‌خورند. سپس آنا به خانه می‌رود و کتاب می‌خواند.

بعد از ظهر ساندویچ پنیر می‌خورد و یک لیوان شیر می‌نوشد. در تلویزیون فیلم سینمایی می‌بیند. در ساعت 10 آنا خسته است. به تخت می‌رود و به سرعت خوابش می‌برد.

pdf می‌توانید نسخه‌ی pdf این متن کوتاه را دانلود کنید و بعدا مطالعه نمایید.

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن