زبان ترکی

چرا زبان ترکی استانبولی به اندازه‌­ای که فکر می­کنید سخت نیست؟

همچون همیشه، موضع من این است که اگر روش و متد درستی داشته باشیم، هیچ زبان سختی در دنیا وجود ندارد.

این پست در مورد تابستانی است که من در استانبول بودم و می‌خواهم در آن به زبان ترکی استانبولی بپردازم.

این پست همچون دیگر مقالات من، خلاصه‌وار و کوتاه نیست، زیرا در طول زمانی که در استانبول بودم مشکلات متعددی (غیر زبان­شناختی) برایم به وجود آمد، اما به اندازه کافی به زبان ترکی مسلط شدم و درک خوبی از ساختار جمله پیدا کردم و یاد گرفتم چگونه زبان را با استفاده از مطالعات نیمه وقتم یاد بگیرم.

زبان ترکی استانبولی در یک کلام

همچون همیشه، موضع من این است که اگر روش و متد درستی داشته باشیم، هیچ زبان سختی در دنیا وجود ندارد.

و همانند دیگر معرفی‌هایم بر زبانهای خارجی، برای این پست، عنوان «چرا زبان X آسان است / سخت نیست» را انتخاب می­کنم. اکثر اوقات من باید این کار را انجام دهم زیرا زبان‌­آموزان اغلب با این دغدغه خودشان را فریب می­دهند که این زبان «سخت­‌ترین زبان در جهان» است.پس از شنیدن این جمله برای بیش از دوازده زبان، به جمله‌ی خسته کننده‌ای تبدیل شده است، و همچنین به طرز وحشتناک غیر منطقی به نظر می‌­آید.

خوشبختانه این مسئله برای زبان ترکی بسیار ضروری نیست چرا که مردم محلی هنگامی که تلاش شما را برای چند کلمه ترکی صحبت کردن می­‌بینند، شما را تشویق می­کنند. ترک‌ها مردم مغروری هستند و معمولا سختی زبانشان را «شایعه» می‌دانند. (اما به عنوان مثال، یادگیری زبان ترکی استانبولی را به سختی/ آسانی حالت شرطی در اسپانیایی می‌دانند). ترک‌ها عاشق دیدن شما هستن وقتی که در تلاش برای ترکی صحبت کردن هستید.

علاوه بر این، بسیاری از شاخصه‌های زبان ترکی استانبولی بسیار منطقی و سازگار هستند، حتی اگر به اندازه کافی متفاوت باشند تا شما احساس کنید در نگاه اول زبان عجیب و غریبی است.



با در نظر داشتن این نکته، زبان ترکی به هیچ وجه شبیه به آنچه که قبلا آموخته‌ام نیست. این بدان معنی است که در حقیقت برای یادگیری ترکی استانبولی، نسبت به سایر زبانهای رایج در دنیا، شما باید تلاش بیشتری انجام دهید. شما با یادگیری این زبان با چگونگی استفاده از ساختارهای دستوری جدید آشنا می­شوید. اما زبانهای خارجی به یک دلیل متفاوتند و آن اینکه، اگر همه شبیه به هم بودند، دیگر زبان خارجی وجود نداشت!‌:)

از آنجایی که امپراتوری عثمانی در طول قرن­ها چنین سلطه‌ی بزرگی بر دنیا داشت، برخی از تأثیرات مجارستانی در زبان (یا برعکس)دیده می‌شد که می­توانستم به آسانی آن را تشخیص دهم، و همچنین برخی ویژگی­ها (فقط به این دلیل که مخالف با بسیاری از زبان­های اروپایی است) نیز در آن یافت می‌شد؛ به عنوان مثال استفاده از پسوند­ها (به جای پیشوند­ها) و ماهیت گیج گننده زبان برای تشکیل کلمه، در زبان ترکی استانبولی وجود داشت که ممکن بود بطور اتفاقی شبیه به هم باشند.

حتی برخی از واژگان مجارستانی با زبان ترکی یکسان است؛ یکی از آنهایی که فهمیدم elma بود (alma در مجارستانی / به معنای سیب). اگر چه، همانطور که در ادامه نشان داده شده است، این امر با سایر اقتباس­ تداخل دارد. اما به طور کلی ترکی استانبولی یک زبان بسیار منحصر به فرد است و به همین دلیل یادگیری آن می‌تواند جذاب و چالشی باشد.

خواندن زبان ترکی استانبولی آسان است

اولین نکته که باید به آن اشاره کرد این است که ترکی زبان مکالمه‌­ای است و از الفبای لاتین استفاده می­کند. تا قبل از زمانی که آتاتورک برخی تغییرات انقلابی در زبان قدیمی ترکی ایجاد نکرده بود، ترکی استانبولی با استفاده از الفبای عربی نوشته می­شد.

در زبان ترکی هر حرف دارای یک صدا است و هیچ همصدایی دوگانه (مثل sh، ch، ght و غیره) وجود ندارد. بنابراین هر حرف به طور جداگانه تلفظ می­شود. شما اکثر آنها را می­توانید تلفظ کنید، به جز موارد زیر:

  • c در انگلیسی j (مثل jam) تلفظ می­شود. بنابراین sadece (فقط/ تنها) بصورت sah-deh-jeh تلفظ می­شود.
  • ç مانند ch در انگلیسی تلفظ می­شود (مثل charge) – مانند حرف s در حروف پایه زبان­ها تلفظ نمی­شود.
  • ğ بی­صدا است (صدای قبلی را کشیده­تر می­کند).
  • ş مانند”sh” تلفظ می­شود.
  • ı – مانند i بدون نقطه به نظر می‌­آید. در زبان انگلیسی حرف بزرگ i بصورت I است، اما در ترکی حرف بزرگ i بصورت İ نوشته می‌شود؛ بنابراین، شهری که من در آن زندگی می­کردم، در واقع İstanbul بود، نه Istanbul. و ı مانند schwa تلفظ می­شود.
  • شباهت صدا­های ö/ü مانند زبان آلمانی است.

گرچه بومی­ها ممکن است کلمات را کمی متفاوت بیان کنند، پس از یادگیری این تفاوت­ها، می­توانید مستقیما متون ترکی را بخوانید. من متوجه شدم که صدا­های «e» در کلمات بصورت «a» توسط بسیاری از مردم تلفظ می­شود.

ترکی استانبولی

واژگان در زبان ترکی استانبولی

من بسیار خوشحال شدم از اینکه بسیاری از کلمات برایم آشنا بود. در زبان ترکی بسیاری از نام­های تجاری و اصطلاحات فن‌­آوری انگلیسی استفاده می­‌شود، همانطور که در بیشتر زبان­های دیگر نیز به همین روال است.

به همین این دلیل کنجکاو شدم تا ببینم که زبان ترکی تا چه حد از کلمات سایر زبان­ها اقتباس کرده است،  و شگفت­ آور­ترین مورد (و مفید برای من) زبان فرانسوی بود. یکی از منابعی که یافتم نشان می‌داد که در زبان ترکی استانبولی حدود 5000 کلمه‌ی فرانسوی وجود دارد. به عنوان یک مقایسه، 6500 کلمه از زبان عربی، 1400 کلمه از فارسی، حدود 600 کلمه از ایتالیایی، 400 کلمه از یونانی و 150 کلمه از لاتین در این زبان وجود دارد. در بسیاری موارد در زبان ترکی معادل کلمات وجود دارد، که برای استفاده استاندارد مورد استفاده قرار می­گیرد، اما در موارد دیگر، واژگان عاریت گرفته شده مواردی هستند که بطور روزمره استفاده می­شوند. گاهی اوقات از هر دو نسخه‌ی زبان استفاده می‌­شود (مانند şehir و kent برای شهر، که şehir یک کلمه «غیر ترکی» است).

با یک فرد ترکم که از پاریس دیدن کرده بود دیدار کردم. او گفت که بسیاری از کلماتی که دیده یا شنیده بود (در زبان فرانسوی) معنی آنها را بدون اینکه زبان را مطالعه کرده باشد می‌­دانست، و برایش بسیار تعجب‌­آور بود، بنابراین فرانسوی قطعا تأثیر خود را گذاشته است!

از کلمات عاریت گرفته شده از زبان فرانسوی می‌توان به kuaför، šans، büfe، lise (lycée)، bulvar، asensör، aksesuar، kartuş، ekselans، sal اشاره کرد و من مطمئن هستم که تعداد زیادی از این قبیل کلمات وجود دارند. البته این­ها در زبان ترکی استانبولی به صورت آوایی نوشته شد‌‌ه‌­اند، اما هنگامی که آنها را تلفظ می­کنید، بسیار نزدیک به نسخه­‌های فرانسوی هستند (به جز صدا­های تو دماغی فرانسوی). حتی اگر شما فرانسوی صحبت نکنید، مطمئنا بسیاری از این کلمات را تشخیص خواهید داد.

من حتی یک کلمه اسپانیایی (banyo) را در زبان ترکی استانبولی تشخیص دادم!

پسوند­های ترکی استانبولی

برای کلمات محلی ترکی، متوجه شدم که هر چقدر بیشتر از ساختار زبان بفهمم، می­‌توانم به راحتی کلمات را از هم باز کنم. به این ترتیب واژگان و دستور زبان کاملا با یکدیگر همخوانی دارند، زیرا شما به سادگی نمی‌­توانید بیشتر کلمات را در یک فرهنگ لغت به طور مستقیم جستجو کنید، اما اگر شما ساختار­های گرامری پایه را تشخیص دهید، فورا به دنبال ریشه آن می‌­گردید.

یکی از سریع­‌ترین راه­های گسترش دایره واژگان، یادگیری برخی از پسوند­های استاندارد است. بسیاری از این پسوندها به طور مکرر عمل یکسانی را انجام می­دهند. این موارد شامل المان‌های نوشته شده‌ی مقابل هستند: تغییر اسم­ها به ­صفت‌ها (یا بالعکس) یا افعال (mek / -mak- با مصدر پایان می­‌یابد، و پیوستگی‌­ها بسیار منظم هستند)، و یا برای بیان یک فرد با یک حرفه مانند ci /-cı- öğrenci = دانش­‌آموز و öğrenmek = یادگیری.

مورد دیگر، مضاف­‌الیه است که برای ترکیب کلمات استفاده می‌­شود. شما این مورد را در همه جا می­بینید و زمانی که آن را تشخیص دهید، حضور آن بیشتر حس می­شود. به عنوان مثال، Istiklal نام خیابانی (cadde) است من در نزدیکی آن زندگی می­کردم، بنابراین خیابان، Istiklal Caddesi نامیده می­شود. پسوند ‘si’ فقط به معنی ‘از’ (of)، و Istiklal به معنای استقلال است. به همین ترتیب تمام دانشگاه­ها (üniversite) در شهر دارای عنوان üniversitesi هستند.

این موارد از بخش‌های طبیعی جملات ترکی هستند که در دیگر زبانها، به صورت کلمات جداگانه نوشته می‌شوند.

یک مورد با تمام پسوندها و کلمات که به طور کلی استفاده می شود، هماهنگی حروف صدادار است. من در زبان مجارستانی نیز با این مورد روبرو شده بودم و در ترکی نیز نسخه‌ی مشابهی را دیدم، اما این مورد چیزی است که ما در زبان‌های دیگر نداریم و باید خودتان تمرین کنید تا به درستی بتوانید آن را اعمال کنید. مانند بسیاری از جنبه های زبان، یادگیری آن در واقع بسیار ساده است، اما فقط به زمان نیاز دارد تا بتوانید به درستی آن را استفاده کنید. در هنگام صحبت شما ممکن است اشتباهاتی را در ابتدا انجام دهید، اما در بسیاری از موارد هنوز همه می توانند متوجه حرف شما بشوند.

ایجاد کلمات و جملات در زبان ترکی استانبولی

یک نکته که باید ذر ذهنتان ساختار آن را تغییر دهید این است که فعل «بودن» (to be) یا «داشتن»‌ (to have) در ترکی وجود ندارد. این ممکن است به نظر ترسناک باشد، اما یادگیری آن ساده است. تنها کافی است برخلاف زبان انگلیسی به جای گفتن «I have a car»، ضمایر am/is/are را حذف کنید و بگویید «my car exists».

یکی دیگر از موارد عجیب این زبان، بحث چینش کلمات است؛ به عنوان مثال، افعال در پایان جمله می‌­آیند. بنابراین شما Türkçe öğreniyorum را برای «من ترکی یاد می­گیرم» می­گویید. من دوست دارم فکر کنم که این چینش واقعا دقیق­تر از دستورات انگلیسی است؛ مهمترین کلمه در جمله، چیزی است که شما آن را یاد می­گیریدکه به دنبال آن فعل یاد گرفتن می‌آید. این نکته را باید به خوبی درک کنید.

این نوع تفاوت­ها در دوره‌های آموزشی به خوبی توضیح داده می‌­شود و خیلی زود به آن عادت می‌کنید. هنگامی که شما به عبارت خاصی در زبان ترکی فکر می‌کنید،  فکر می­کنید، احساس خوبی به شما دست می­دهد، و به زودی شما لازم نیست که در مورد آن زیاد فکر کنید. مثلا:

عبارت (Nerelisin(iz به معنی اهل کجا هستید؟ است که می‌توانید آن را به صورت روبرو بنویسید. (Ne-re-li-sin(iz: که در آن  -sin =تو، -siniz = شما (مودبانه / جمع)، -li = از، -re = ​​پسوند مکان، ne = کجا (یا  به سادگی nere = کجا). از آنجا که هیچ «بودنی» استفاده نشده است، هر بخش مستقل از این عبارت در راستای هدف اصلی آن بکار گرفته شده است.

به همان شیوه کلمه‌ی nereye وجود دارد که به معنی «کجاست؟» (nere + e [به] و ‘y’ برای اتصال حروف صدادار) است.

دستور زبان ترکی استانبولی

بعد از این، متوجه شدم که گرامر ترکی کاملا منطقی بود. استثنائات بسیار کمی وجود دارد، و هماهنگی و تشکیل کلمه بسیار سازگار است و هیچ پیچیدگی زمانی اضافه برای استفاده وجود ندارد؛ یک زمان گذشته، دو زمان حال (یکی مشابه با زمان استمراری انگلیسی و یکی مشابه با حال ساده است)، آینده و غیره.

یکی از موارد استفاده از زمان حال، بکار گرفتن افعال با پایان بندی er- است. به عنوان مثال فعل dönmek (چرخیدن) در حالت سوم شخص بصورت döner (او می­چرخد) نوشته می‌شود است که ترک ها با آن معروف هستند.

بله، زبان ترکی با دیگر زبانها متفاوت است، اما براساس تجربه من، نسبت به زبان­های دیگر، استثنا­های مزاحم و ساختار­های بی­‌معنی کمتری دارد.

به همین ترتیب، کلمات در ترکی جنسیت ندارند، هیچ حالت پیچیده­‌ای مانند زبان­های اسلاوی یا آلمانی (به طور کلی آنها به صورت ساده با یک پسوند ارائه می­شوند، که به کلمات دیگر تاثیر می­گذارند) در این زبان وجود ندارد، و هیچ حرف تعریف یا شرط مشخصی در این زبان وجود ندارد. در زبان ترکی همچنین افعال جمع بی قاعده وجود ندارد (در بسیاری از موارد اگر از متن کاملا مشخص شود، حتی لازم نیست که پسوند جمع ler / -lar- را اضافه کنید، مثلا زمانی که با یک عدد استفاده می­شود).

تنها موردی که ممکن است در ابتدا باعث بروز برخی مشکلات شود، حالت مفعولی است. من هرگز این مورد را از زمانی که آلمانی را در مدرسه یاد می­گرفتم متوجه نشده‌ام، مخصوصا زمانی که آلمانی به آن (به اسم­ها، نه شروط) به طرز متناقضی، بسته به نوع بی قاعده اسم، استفاده می‌شد. در ترکی می‌­توانید با اطمینان بیشتری از آن استفاده کنید.

استفاده از ĉu در زبان اسپرانتو نیز به من کمک کرد که به طور مستقیم  پسوند/ حرف سوال ترکی mi / mı / mü را فورا درک کنم. این اصطلاح برای گفتن بله / نه در جواب سوالات بکار گرفته شده است که در زبان انگلیسی با تغییر تن صدا صورت می‌پذیرد.

به عنوان مثال، çalışıyor – او کار می­کند، و ?çalışıyor mu – آیا او کار می­کند؟

ذهنیت همه چیز است

شما باید قبول کنید که متفاوت بودن زبانها دلیل بر دشوار بودن یادگیری آنها نیست. امیدوارم بعضی از این راهنمایی­هایم از چند هفته ماندن در ترکیه بتواند کمی کمک کند.

منبع
fluentin3months
برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن