یادگیری زبان

چرا یادگیری بعضی زبانها بسیار سخت است؟

اگر از جمله کسانی هستید که به هنگام شنیدن اینکه یادگیری فلان چیز «سخت» است، پس یادگیری یک زبان چالش برانگیز می‌تواند گزینه‌ی خوبی برای سنجش میزان سرسختی شما باشد.

یادگیری بعضی زبانها نسبت به زبانهای دیگر سخت‌تر است.

اگر قصد یادگیری یک زبان چالشی را دارید، بهتر است از موانع سر راه خود مطلع باشید. یا ساده تر بگوییم:

چه چیزی یادگیری یک زبان را سخت می‌کند؟

ما بعضی از زبانهای موجود در دنیا که یادگیری آنها بسیار سخت است را بررسی کردیم و با لیستی حاوی چهار مشخصه روبرو شدیم که این زبانها با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند.

قبل از شروع به مطالعه‌ی یک زبان سخت، این مشخصه‌ها را بررسی کنید تا فرآیند یادگیری برای شما ساده تر شود و از موانع باخبر شوید.

چرا باید اصلا یک زبان سخت را یاد بگیریم؟

چرا اصلا کسی باید زبانی را یاد بگیرید که از همه نظر یادگیری آن سخت است؟ آیا جنبه‌های مثبت یادگیری آن زبان از جنبه‌های منفی آن بیشتر است؟ اینجا دلایلی را ذکر کرده‌ایم که چرا یادگیری این زبانها ارزش سختی کشیدن را دارند:

ارتباط جهانی. ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که در آن می‌توانیم در هر لحظه با هرکسی که می‌خواهیم در هر کجای جهان ارتباط برقرار کنیم، و از آنجایی که بعضی از زبانها بیشتر از دیگر زبانها تکلم می‌شوند، بعضی اوقات ما به زبانها بیشتری نیاز پیدا می‌کنیم. برای مثال، زبان انگلیسی، تقریبا در کل دنیا تکلم می‌شود اما نمی‌توانم تنها بر این زبان برای ارتباط جهانی تکیه کنیم.
فرصت‌های شغلی. حال چه برای کسب و کارهای بین المللی باشد یا برای کارهای دیگر، بهتر است خودتان را آنقدر مجهز کنید که به هنگام رخ دادن فرصت، دانستن زبانهای بیشتر به مزیت شما تبدیل شود. حتی اگر هیچوقت پیش نیاید که از آن زبان استفاده کنید، بعضی از کارفرمایان از با اعتماد بنفس بیشتری این افراد را استخدام می‌کنند زیرا از نظر آنها این افراد دید بهتر و وسیع تری نسبت به جهان دارند و می‌توانند با انواع متفاوتی از آدمها ارتباط برقرار کنند.
سفر. دنیا بسیار بزرگتر از حیاط پشتی شماست. سفر کردن کار راحتی است اگر تنها یک نقشه در اختیار داشته باشید و یک راهنما؛ سفر بسیار ساده‌تر می‌شود اگر بتوانید با زبان افراد محلی صحبت کنیم.
تنوع! زبان یک موجود زنده‌ست. همچون گیاهان و حیوانات که ما زمین را با آنها به اشتراک گذاشته‌ایم، زبانها نیز می‌توانند در حال انقراض باشند. دیگر تقریبا هیچکس به زبان لاتین حرف نمی‌زند با وجود اینکه این زبان پایه و اساس بسیاری از زبانهای اروپایی بوده است. برای حفظ این تنوع زبانی و زنده نگه داشتن آن، یادگیری  و استفاده از این زبانها از اهمیت بالایی برخوردار است.
یادگیری بعضی از زبانها کار سختی است

هر قاره (بغیر از قطب جنوب) زبانهایی را در خود دارد که یادگیری آنها نسبت به دیگر زبانها سخت‌تر است. این زبانها از تنوع بالایی برخوردارند و تقریبا در هر منطقه، مردم با گویش متفاوتی آنها را صحبت می‌کنند. اینجا لیستی از سخت‌ترین زبانها برای یادگیری را جمع آوری کرده‌ایم:

  • آسیا. Taglog (فیلیپینی)، اندونزیایی (مجمع الجزایر اندونزی)، اردو (هند و پاکستان)، کره‌ای (شمال و جنوب کره)، چینی (چین).
  • آفریقا. آفریقایی (آفریقای جنوبی)، عربی (سرتاسر خاورمیانه و آفریقا)
  • اروپا. ولش (ولز)، اروگوئه‌ای (اروگوئه)، Gaelic (اسکاتلند)، ایسلندی (ایسلند)، نروژی (نروژ)
  • زبانهای محلی. Navajo (جنوب غربی آمریکا)، Sami (نروژ، سوئد، فنلاند، و روسیه).

4 مشخصه‌ی زبانهایی که یادگیری آنها سخت است

یادگیری زبان بدون معلم و آموزشگاه

یادگیری هر زبانی مستلزم صرف زمان و تعهد است. اما یادگیری بعضی از این زبانها تلاش بیشتری را نسبت به دیگر زبانها می‌طلبد. چه چیزی یادگیری این زبانها را سخت‌تر از بقیه می‌کند؟ اینجا ما چهار فاکتور را بررسی کرده‌ایم که در تمامی این زبانها مشترک است:

1. گویش‌ها
بسیاری از زبان‌های سخت دنیا برای یادگیری از گویش‌هایی برخوردارند که یادگیری آنها را به چالشی بزرگ تبدیل می‌کند. این گویش‌ها متفاوت هستند؛ از داشتن تلفظ‌های جایگزین گرفته تا استفاده از کلمات بسیار متفاوت و غیر معمول.

برای مثال، چینی ماندرین در چند استان در داخل چین صحبت می‌شود. با اینحال، در هر استان گویش متفاوتی از آن را می‌شنویم، که بعضی اوقات تفاوت‌های زیادی با هم دارند.

مثال دیگری از این مقوله زبان نروژی است. در حالی که کل کشور تنها به یک زبان حرف می‌زنند، شیوه‌ای که نروژی‌های شما صحبت می‌کنند و می‌نویسند بطور بسیار متمایز از دیگر نقاط کشور متفاوت است. گویش شمالی را «nynorsk» می‌نامند و کلمه‌ای ساده چون «شیر» از دو املا و تلفظ کاملا متفاوت در این کشور برخوردار است که بسته به این دارد کجای کشور زندگی کنید.

منابع یادگیری بسیار محدود و نایاب
بعضی از زبانها حتی به روی کاغذ نیامده و نوشته نشده‌اند و تنها تکلم می‌شوند. شاید دانستن این نکته که بعضی زبانها فقط تکلم می‌شوند و هیچ املایی از خود ندارد عجیب باشد ولی حقیقت دارد. ایده‌ی نوشتن و مکتوب کردن زبانها آنچنان که به نظر می‌رسد باستانی نیست و تقریبا از زمان ظهور تمدن در سراسر دنیا شکل گرفت.

در نتیجه، اگر زبانی مقبولیت همگانی نداشته باشد (و به ویژه به شدت محلی و شفاهی باشد) شاید ارزش نداشته باشد که مکتوباتی را برای آن زبان تهیه کنند. این بدان معنی است که شما در پیدا کردن دایره لغات، دوره‌های آموزشی، کتب آموزشی، معلم و دیگر ابزارهای حیاتی برای یادگیری یک زبان جدید با مشکل مواجهید. تنها در صورتی می‌توانید این زبانها را یاد بگیرید که از تعهد و انگیزه‌ی بالا برای سفر به آن منطقه برخوردار باشید و زبان را در میان مردم انجا یاد بگیرید.

برای مثال، زبانهای محلی آمریکا از نظر تاریخی تنها زبانهای متکلم هستند و نوشتاری نیستند. ازینرو، تدریس این زبانها به نسل‌های بعد و دیگر مردمان کار سختی بوده است زیرا هیچ منبع زبانی نوشتاری برای این زبانها وجود ندارد.

همین برای زبانهای Sami در منطقه اسکاندیناوی نیز صحیح است. و متاسفانه، این زبانهای محلی در خطر حذف قرار دارند هرچند که برای حفظ آنها تلاشهایی در حال انجام است.

جمعیت کم زبانهای زنده‌ی محلی
یک زبان مرده زبانی است که دیگر صحبت نمی‌شود. زبان لاتین بهترین مثال از یک زبان مرده است: حتی با وجود اینکه لاتین زبان مبدا بسیاری از زبانهای رمانتیک بوده است، دیگر هیچ متکلم محلی ندارد. شما می‌توانید لاتین را در مدرسه یا از طریق سایت‌های آنلاین یاد بگیرید، اما افراد بسیار معدودی هستند که از آنها در گفتارهای روزمره استفاده می‌کنند.

بسیاری از زبانهای محلی امروزه به عنوان زبانهای مرده شناخته می‌شوند، یا در حال رفتن به سمت حذف شدن هستند زیرا دیگر کسی به این زبانها صحبت نمی‌کند.

برای مثال، در بازه‌ای بیشتر از 12 زبان Sami در سرتاسر شمال اروپا صحبت می‌شد. امروزه تنها 9 زبان از این مقدار تکلم می‌شود.

حتی اگر یک زبان در خطر حذف شدن قرار نداشته باشد، همینکه جمعیت‌ بسیار معدودی از آن استفاده می‌کنند کار را برای یادگیری آن سخت می‌کند. برای مثال، زبانهای Faroese و Icelandic تقریبا بطور انحصاری توسط ساکنان محلی آن جزایر استفاده می‌شوند. این بدان خاطر است که این اماکن با وجود تکنولوژی مدرن امروزی، به شدت ایزوله هستند. به همین ترتیب، یادگیری زبانهایی که توسط گروههای ایزوله‌ و محدود مردم در آفریقا تکلم می‌شوند نیز سخت و دشوار است.

جایگاه زبان در شجره نامه‌ی زبانی
زبان‌ها به شجره‌نامه‌های زبانی تعلق دارند و زبانهایی که از جهاتی به هم نزدیک هستند در یک مسیر جای می‌گیرند. این خانواده‌های زبانی شامل رنج گسترده‌ای از زبانهایی است که از یک مبدا نشات می‌گیرند، و قبل از مهاجرت آدمیان به سرتاسر کره‌‌ی خاکی تکلم می‌شدند. این زبانها در کنار هم، چیزی به نام «درخت زبانی» را شکل می‌دهند. با اینحال، هیچ زبان مطلقی وجود ندارد که کل مردم در طول تاریخ بطور همزمان با آن زبان صحبت کرده باشند. در کل دنیا، گروههای متعددی از آدمیان زبانهایی را توسعه دادند که از نظر ساختار و صدا با یکدیگر متفاوت بود. به همین خاطر است که زبان نروژی‌ها از زبانی مثل تایلندی متفاوت است.

برای مثال، متکلمان انگلیسی محلی عموما در یادگیری زبانهای آسیایی مشکل دارند، و بالعکس. زیرا زبانهای آسیایی به زبانهای ژرمنی تعلق ندارند (انگلیسی از ریشه‌ی ژرمنی گرفته شده است)، و به همین خاطر خارجی‌ها به سختی می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند. هرچه از این درخت زبانی فاصله بگیریم با رنج گسترده‌تری از صداها، ساختار گرامر، پایان بندی کلمات، شکل افعال و … روبرو می‌شویم.

این نکته را به خاطر داشته باشید که یادگیری بعضی از این زبانها برای بعضی افرد سخت است و انجام این مهم نیازمند تلاش برای انجام حرکات زبانی متفاوت برای به صدا درآوردن اصوات آن زبان می‌شود.

چالش هرچه باشد، اجازه ندهید که سختی یک زبان شما را از ادامه‌ی کار منصرف کند. هرچیزی را می‌توان یاد گرفت اگر تلاش مستمری به سوی آن انجام شود. استراتژی‌های مختلفی برای یادگیری زبان وجود دارد که بی توجه به زبان مورد نظر، کار یادگیری را برای شما ساده می‌کنند.

منبع: لینک

مطلب مشابه: 16 عبارت و کلمه‌ای که باید در هر زبانی آنها را یاد گرفت

مطلب مشابه: 5 زبان خارجی که یادگیری آنها می‌تواند به درآمد شما بیافزاید

 

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن